چکیده
امروزه علاوه بر مسائل مالی و اقتصادی کشور یکسری عوامل تاثیرگذار دیگر مخصوصا در شهر تهران وجود دارد که موجب تحت فشار قرار گرفتن ساکنین این شهر می شود از جمله:۱- سختی کار و مشکلات مربوط به درآمدزدایی ۲-ترافیک طاقت فرسا   ۳- آلودگی هوا.
که این عوامل عواقبی چون عصبانیت، زودجوش آوردن ، تنگی نفس و پرخاشگری از سوی شهروندان در پی دارد .
در این مقاله به دلیل اینکه طراحی داخلی ارتباط مستقیمی با روح و روان اعضای خانواده دارد ونقش عمده ای در کیفیت فضای ساختمان و به تبع آن در کیفیت زندگی کاربران و برآورده کردن نیاز و ایجاد حس آرامش ایفا می کند عوامل موثر در طراحی معماری را (نحوه چیدمان وتقسیم بندی فضا ،جنس رنگ و نورپردازی مبلمان ومجموعه عوامل موثر دیگر) مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
محیط اطراف عاملی تاثیرگذار بر رفتار انسان می باشد و نشات گرفته از خوی و رفتار و خصوصیت فردی می باشد و نشانگر نوعی از روحیات و تفکرات و عقاید انسان ها می باشد
در این تحقیق در درجه اول قوانین و اصول معماری مربوط به عوامل فوق مورد بررسی قرار خواهد گرفت سپس توسط پرسش نامه ای که تهیه شده است نظر ساکنین شهر تهران را در رابطه با عوامل موثر در محیط داخلی مسکونی مورد بررسی قرار می گیرد و بر روی نمودار خواهد رفت وبا نرم افزار spss  مورد تحلیل قرار میگیرد.در ضمن منظور از ارتقا کیفیت زندگی تامین محیط آرام و کاهش استرس روزمره ساکنین می باشد.در این پژوهش که ار روش تحلیلی توصیفی و پرسشنامه ای و روان شناسی محیطی استفاده خواهد شد با هدف بررسی عوامل فوق در معماری فضاهای مسکونی شهر تهران به منظور ارتقا کیفیت زندگی و جهت آگاهی بیشتر با مولفه های ذکر شده در طراحی که تاثیرگذار در ایجاد استرس و سلامت روان میباشند.
کلید واژه:  معماری داخلی –  کیفیت زندگی –  محیط های مسکونی –  تهران

مقدمه
معماری داخلی نقش عمده ای در کیفیت فضای ساختمان ایفا میکند. نحوه چیدمان و تقسیم بندی فضا، جنسیت و رنگ پوشش سطوح ( کف، سقف و دیوارها ) ، نور پردازی، مبلـمان و مجموعه عوامل موثر دیگر تعیین کننده زیبایی و کار آمدی فضاهای داخلی هستند. امروزه تاثیر معماری داخلی بر آرامش ( مجموعه هنجارهای عصبی ) ، راندمان ( در فضاهای اداری ) ، اثر بخشی   ( در فضاهای تجاری) بسیار بدیهی و لازم به نظر میرسد.
هدف طراحی داخلی عبارت است از بهبود کارکرد فیزیکی و روانی فضاهای داخلی ساختمان جهت تسهیل انجام فعالیتهای روزمره زندگی در آنها. بدینترتیب، فضا اصلیترین عنصر طراحی داخلی به شمار میرود و حتی میتوان از طراحی داخلی به فضاسازی داخلی نیز تعبیر نمود. طراحی داخلی در حقیقت با عنصر فضا آغاز میشود و در نهایت بایستی به ارتقای کیفیت فضا بیانجامد. از اینرو، کیفیت فضایی طرح یکی از پارامترها و معیارهای بسیار مهم در ارزشیابی پروژههای طراحی داخلی محسوب میشود.
ما درون فضا به حرکت و فعالیت میپردازیم، با همدیگر و با اشیاء پیرامون خود رابطه برقرار میکنیم، چیزهای اطراف خود را میبینیم، صداها را میشنویم و بوها را استشمام میکنیم. فضاهای داخلی ساختمانها علاوه بر اینکه محیطی را ایجاد میکنند که بسیاری از فعالیتهای ما در آن صورت میگیرد، عامل روحبخشی به بنا نیز به شمار میروند. روی این اصل، کیفیت فضای داخلی از یک طرف تأثیر مستقیمی بر نحوه انجام فعالیتهای ما در آن دارد و از طرف دیگر نگرش، احوال و شخصیت ما را تحت تأثیر قرار می دهد.
فضا ذاتاً شکل خاص و قابل درکی ندارد، با این حال هنگامی که عناصری در حوزه آن قرار گیرند، روابط چندگانهای، هم بین فضا و عناصر و هم بین خود این عناصر، ایجاد میشود که این روابط فضا را شکل میدهند و در نتیجه ما آن را درک میکنیم. این بدان معنی است که فضا با وجود عناصر مادی و رابطه متقابل آنها با ما و با یکدیگر تعریف میشود و معنی پیدا میکند؛ حتی یک عنصر تنها قادر است از طریق فرم، اندازه و شکل خود فضایی را تحتالشعاع قرار داده و حوزه فضایی اطرافش را نظم بخشد.
بدینترتیب در تعریف فضا با دو مفهوم پایه‌ای سروکار داریم: فضا و عناصر تعریفکننده یا محدودکننده فضا، به عنوان مثال اگر جعبه‌ای را در نظر بگیریم، حجم خالی درون آن، فضا و دیواره‌های جعبه، عناصر تعریفکننده فضا محسوب می‌شوند. فضا قابل لمس نیست، ولی عناصر تعریفکننده و محدودکننده آن قابل لمس، اندازهگیری، معرفی و ترکیب با یکدیگر هستند. در حقیقت فضا از طریق عناصر محدودکننده آن قابل شناسایی است و کیفیت و شخصیت آن تابع عناصر متشکله آن و چگونگی ارتباط و نظم حاکم بین این عناصر میباشد. به بیان دیگر، فرم، کیفیت و نحوه ارتباط عناصر تعریفکننده فضاست که شخصیت یک فضا را می‌سازد و به آن شکل، بعد و مقیاس می‌بخشد و برای ما قابل درک میکند.
عناصر هندسی تشکیلدهنده فرم یعنی نقطه، خط، صفحه و حجم میتوانند با هم ترکیب شوند و فضا را محدود و مشخص کنند. در مقیاس معماری، این عناصر به ستونها، کفها، دیوارها و سقفها تبدیل میشوند. بدینترتیب، فضای داخلی معماری به وسیله محدوده‌ای که دارای عناصر افقی نظیر کف و سقف و عناصر عمودی نظیر ستونها و دیوار‌ها می‌باشد، مشخص می‌گردد. به بیان دیگر، ستونها، کفها، دیوارها و سقفها عناصر تعریفکننده فضای معماری هستند که در کنار یکدیگر قرار میگیرند و با هم ترکیب میشوند تا به بنا شکل دهند، حدود مرز فیزیکی بنا را مشخص و درون و بیرون آن را از یکدیگر جدا کنند و مرزهای فضای داخلی بنا را مشخص و آن را از فضاهای داخلی اطراف و فضای خارج آن متمایز سازند. ((چارلز مور))، معمار آمریکایی، در این خصوص می‌گوید: «وقتی از یک کف و یک سقف و چهار دیوار، یک اطاق ساخته می‌شود، در کنار این شش عنصر، عنصر هفتمی هم وجود دارد که فضا است و این عنصر اثری بیش از عناصر فیزیکی دارد که فضا توسط آنان ساخته شده است.» روی این اصل، فضای معماری با ترکیب مناسب دیوارها، ستونها، کفها و سقفها به هویت و کیفیت مورد نظر دست مییابد و محیطی مأنوس، مفید و قابل استفاده، زیبا و خوشآیند، و امن و مستحکم برای انجام کلیه فعالیتهای زندگی در شرایط مختلف، فراهم میآورد.
عواملی که باید در طراحی داخلی برای ارتقا کیفیت زندگی در نظر گرفت:
  • عملکرد
اولین عنصری که در شروع باید مدنظر قرار گیرد عملکرد و نحوه استفاده از فضای داخلی است. یک چهار دیواری می‌تواند به عنوان اطاق خواب، نشیمن، اطاق بچه، آشپزخانه، سالن ورزش برای فعالیت مشخص قرار گیرد.ضروری است با استفاده از عواملی چون نورپردازی و چیدن مبلمان تقسیم گردد تا عملکرد هر یک دقیقآ مشخص گردد.(۴)
  • افراد
نیازهای یک خانواده پر جمعیت با احتیاجات فردی مجرد یکسان نیست. وجود اطفال خردسال قهرآ نوع خاصی تزئین را دیکته میکند خصوصیات روانی افراد خانواده و زمانی را که با هم یا جدا از هم در منزل صرف میکنند نیز از عواملی مهم در ارایش خانه بشمار میرود لذا منظور داشتن سلیقه کلیه اعضای خانواده ضروری است. (۴)
  • آسایش
در نظر گرفتن آسایش ساکنان خانه بیش از زیبائی در دکوراسیون واجد اهمیت است. اطاق زیبا اما غیر قابل استفاده تدریجا به جایگاه ارواح بدل میگردد! محل زندگی یا استراحت چنانچه شرایط مناسب و راحتی فراهم ننماید دارای فضای سنگین و کسالت بار شده افراد را از خود گریزان خواهد نمود نقش عمده معماری و تزئین داخلی در حقیقت ایجاد محیطی مناسب برای زیستن و فعالیت های انسانی است. (۴)
  • ویژگیها
منظره اتاق، میزان نور طبیعی و خصوصیات معماری ساختمان از دیگر عواملی هستند که قبل از شروع تزئین باید مدنظر قرار گیرند.این عوامل اجزا ثابتی را تشکیل میدهد که تغییر آنها و پس از اتمام کار دیگران امکان پذیر نیست لذا ترکیب بندی را طوری باید انجام داد که از جنبه‌های مثبت این ویژگی‌ها حداکثر بهره‌ برده‌شود.
انجام کار چه در ساختمانی نو و چه تغییر دکور یک ساختمان کهنه باشد باید با در نظر گرفتن شکل فضا و پیاده کردن نقشه آن صورت گیرد. کشیدن نقشه یکی از ضروری ترین اقدامات است. جابجائی مبلمان یا تغییر رنگ بر روی نقشه امری ساده و بدون فرج است اما ارتکاب هر اشتباه پس از اتمام کار به قیمت صرف هزینه اضافی و دوباره کاری است .نقشه نه تنها فضای قابل استفاده را پیشاپیش نمایش میدهد بلکه به کمک آن میتوان تعداد و اندازه اثاثیه مورد نیاز را نیز مشخص کرد(۴)
  • نور
ضمن کشیدن نقشه مناطقی که از آنجا نور طبیعی به داخل تابیده میشود و نواحی تاریک،همچنین تعداد چراغهای سقفی و آباژور با تعیین محل دقیق آنها لازم است مشخص گردند ، محاسبه روشنائی عمومی و نقاطی که احتیاج به نور بیشتری برای مطالعه یا کار دارند واجد اهمیت خاصی است.
انواع چشمه نور:
۱-چشمه نور گسترده(یک شی نورانی نظیر خورشید)
۲-چشمه نور نقطه ای
انواع رنگ نور:
۱-رنگ های گرم نظیر قرمز ،زرد،کرم و قهوه ای
۲-رنگ های سرد نظیر آبی و سبز
همانگونه که می دانیم نور در تاریکی حامل پیام ها و اشاراتی برای انسان است.از این خاصیت می توان در مشخص نمودن مسیرهای ورودی و خروجی مربوط به فضاهای تاریک . عاری از نور داخلی بهره گرفت.
از نور برای القای حسی خاص در انسان نیز می توان استفاده کرد.برای مثال فضایی که با نور ضعیف مزین شده باشد می تواند نوعی حالت خلسه در انسان ایجاد کند.
دانشمندان بر این عقیده اند که قرارگرفتن در معرض نور خورشید از تولین هورمون ملاتونین در خون جلوگیری به عمل می آورد و به همین جهت است افرادی که به سندروم افسردگی فصلی مبتلا هستند،در فصول سرد میزان قابل توجهی از سطح هرمون ملاتونین خونشان که رابطه مستقیمی با وضعیت روحی و ایجاد اضطراب در آنها دارد بالا میرود لذا برای درمان آن باید در تنظیمات نور برای این افراد در طراحی مد نظر قرار بگیرد.(۱)
  • سطوح
سطوح اصلی اتاق شامل سقف و کف ودیوار ها است؛ پرده‌ها ،روکش مبل و صندلی، سطح درها و پنجره ها نیز سطوح کوچکتر را تشکیل می دهند. رنگ، نقش، بافت در بزرگ یا کوچک جلوه دادن اتاق موثر است نقوش درهم و رنگهای تند بر سطوح مذکور قدرت جلب توجه بیشتری داشته و فضا را شلوغ و کوچک خواهند کرد (۴)
  • رنگ
همگان می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنها موضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند.
رنگ ها در دو بستر اصلی در محیط حضور می یابند:۱-پوشش اصلی فضاها شامل دیوارها،کف ها،سقف ها،درب ها ۲-لوازم دکوراسیون شامل مبلمان؛پرده ها،فرش و غیره
در میان این پوشش ها دیوار ها به جهت وسعت حضورشان در فضا جایگاه ویژه ای داشته و میزان تاثیرگذاریشان بر دیگر لوازم دکوراسیونی بسیار چشمگیرتر می باشد.(۲)
تقسیم بندی رنگها:
۱-رنگ های فعال: عواطف را با میزان تندی رنگشان تحریک می کنند.
الف:قرمز…رنگ پرشور و هیجانی است که سیستم عصبی بدن را تحریک میکند.
ب:زرد…میزان شادی را افزایش می دهد ولی کم استفاده می شود.
ج:نارنجی…در صورت استفاده متعادل می تواند باعث افزایش اعتماد به نفس و اشتها شود.
۲-رنگ های غیرفعال:احساس آرامبخشی را به همراه دارند.
الف:سبز…اتاق را بزرگتر جلوه می دهد و رنگ غالب در طبیعت است.
ب:آبی… اتاق را بزرگتر جلوه می دهد واثر آرامبخش دارد ولی استفاده بیش از حد احساس سردی و بی تفاوتی در پی دارد.
ج:بنفش…خیال انگیزی را پرورش می دهد و باعث آرام شدن سرشت انسان می شود.
۳-رنگ های خنثی:کمترین اثر عاطفی را دارنداما باعث تعدیل در رنگ های روشن و تیره می شوند.
الف:سیاه…به میزان متعادل بسیار برازنده تر خواهد بود در غیر اینصورت دلسردکننده و افسردگی دارد.
ب:سفید…احساس پاکیزگی و برای ایجاد هارمونی وتعادل کنار رنگ های دیگر استفاده میشود.
ج:خاکی…احساس آرامش و راحتی خیال را بیشتر می کند اما با ترکیب یک رنگ فعال یا غیرفعال، در غیر اینصورت احساس خستگی در پی دارد. (۲)
۸-فضای سبز
انسان جزیی از طبیعت استو زندگی در کنار طبیعت به خصوص گیاهان آن،برای روح و جسم انسان مفید است و حتی در ایجاد فضای سالم بسیار موثر است.می توان گفت معماری سبزو به کار گیری مفاهیم آن نقش موثری را در ارتقای حس تعلق افراد به محیط ایفا می کند.
کاشت گیاهان در بخشی از فضای داخلی بر لطافت و سرزندگی فضا می افزاید.استفاده از آب ،گل و گیاه علاوه بر زیبایی در بهبود کیفیت فضا تاثیر به سزایی داشته و حس طراوت و تازگی را به کاربران انتقال داده وحس تغلق افراد را به آن مکان را افزایش می دهد.(۳)
*هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داریم و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیط ای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانه ما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد .